رابيندرانات تاگور
1. عشقت را بر پرتگاه منشان چرا که بلند است آن! .
2. من با عشق به تو تنها به میعادگاهم می آیم ، اما این من ، در ظلمت کیست کنار می آیم تا از او دوری کنم ، اما نمی توانم از او بگریزم ، او وجود کوچک خود من است ، آقا و سرور من . حیا و شرمندگی نمی شناسد و شرمنده ام که همراه با او به درگاه تو آمده ام .
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۸۷ ساعت 0:4 توسط محمد
|
منابعي كه از آنها براي نوشته هاي وبلاگ استفاده شده است :