سر به سر از لطف جاني ساقيا
سر به سر از لطف جاني ساقيا
خوشتر از جان چيست ؟ آني ساقيا
ميل جان ها جمله سوي روي توست
رو ، كه شيرين دلستاني ساقيا
زان به چشم من در آيي هر زمان
كز صفا آب رواني ساقيا
از مي عشق ار چه سر مستي ، مكن
با حريفان سر گراني ساقيا
وعده اي مي ده ، اگر چه كج بود
كز بهانه در گماني ساقيا
بر لب خود بوسه ده ، آنگه ببين
ذوق آب زندگاني ساقيا
از لطافت در نبايد كس تو را
زان يقينم شد كه جاني ساقيا
گوش جان ها پر گهر شد ، زانكه تو
از سخن در مي چكاني ساقيا
در دل و چشم ز حسن و لطف خويش
آشكارا و نهاني ساقيا
نيست در عالم عراقي را دمي
بر لب تو كامراني ساقيا
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم آذر ۱۳۸۷ ساعت 21:59 توسط محمد
|
منابعي كه از آنها براي نوشته هاي وبلاگ استفاده شده است :